تبليغاتX
من از آن روز که در بند توام آزادم!

      

 

 

 

       از چهارشنبه ي پيش من در يک باشگاه جديد شروع به فعاليت کردم. باشگاه نسبتا کوچيکي که بخاطر اين موقعيت زماني که همه مسافرتند در ابتدا با 2 تا شاگرد شروع شد. (در حالت عادي تو تابستون کلاساي من 25 نفري بودن.مجموع شاگردام در تابستون حدود 80 نفر بودند) 2تا پسر که باعث شدند من به عقب موندگي نسل خودمون يا بهتره بگم پيشرفت ناگهاني اين نسل جديد پي بردم!

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در Sun 16 Sep 2007ساعت 4:47 بعد از ظهر توسط کیبورد و ده تا انگشت |


      

 

       حدوده دو هفته اي هست که چند رسانه ي مختلف( حالا به دستور چه کسي، يا چه مرجعي و با چه هدفي!) اقدام به اهانت و مخالف با ديانت بهايي کردند. و سعي دارند با اين کارها، از انتشار و گسترش اين دين خودداري کنند! ولي متاسفانه يا خوشبختانه بايد بگويم که ذات انساني طوري خلق شده که از هر چيزي منع شود، گرايش انسان به آن زياد تر مي گردد. در نتيجه با توجه به شواهد و رفتار و برخورد هايي اجتماعي که خودم با ساير افراد اجتماع داشتم متوجه شدم که بعد از هر مخالفت و ممانعت از انتشار هرگونه کتب و يا منابع موثق، نه تنها حس کنجکاوي افراد از بين نرفته بلکه، آنها را بيشتر تشويق مي کند که آنان براي درک مفاهيم و تعاليمي که اين ديانت دارد تلاش کنند و به هر راهي براي کسب آگاهي بيشتر و پيشتر متوسل شوند.

در راستاي همين موضوع، از آنجائيکه هدف ديانت بهايي صلح و وحدت عالم است، بهاييان همه ي جهان و به خصوص ايران در چنين شرايطي به جاي نزاع و جدال (که از نظر ديانت بهايي لايق حيوانات است و نه اشرف مخلوقات!!!) سعي مي کنند که با بالا بردن سطح آگاهي اطرافيانشان از احکام اين دين، در از بين بردن شبهات و بدبيني هايي که در اذهان عمومي شکل گرفته است، تلاش بنمايند.  

در همين راستا و با توجه به شرايط به وجود آمده تصميم گرفتم تا توضيح اجمالي يي در مورد تعاليم ديانت بهايي را که تعاليم 12 گانه ناميده مي شوند، بدر اختيار شما دوستان عزيزم قرار دهم:

 

1)    اولين تعليم حضرت بهاالله (پيامبر اين دين) تحري حقيقت است. تحري يعني جستجو. تحري حقيقت يعني جستجوي حقيقت. و اين تحري برخلاق تقليد است. بهائيان به اين اعتقاد دارند که از آنجائيکه خدا به انسان ها عقل و اختيار داده، وي موظف است که از عقلش استفاده کند و با قدرت انتخابش، در پيدا کردن مسير زندگيش قدم بردارد. پس اگه به اشتباه راهي را دنبال کند مقصر اصلي خودش است! و نکته ي جالبي که هست اينستکه حضرت بها الله حتي هيچ کسي را مجبور نمي کنند که بهايي بشود. حتي اگه بهايي زاده باشد. بلکه ما را بر اين امر کردند که در هر شرايطي، حتي  اگر رو حرفمان هم مطمئن باشيم بايد بدون کينه و يا علاقه به دين يا آئين خاصي، تحقيق کنيم و بعد راهمان را انتخاب کنيم.

2)    دومين تعليم، وحدت عالم انساني است. ديانت بهايي همه ي انسانها را بدون توجه به تفاوت هاي ظاهريشان، يا افکار مختلفشان، برابر مي داند و بر اين معتقد است که جميع بندگان خداوند اند و خداوند به همه روزي مي رساند و به کل مردم مهربان است. پس ما چرا بايد نامهربان باشيم و بين خود و اطرافيانمان فرق بگذاريم؟؟!!

3)    سومين تعليم، اين است که دين بايد سبب الفت و محبت بين مردم باشد. پيامبران الهي همگي براي هدايت بشر از سوي خالق يکتا آمده اند. و مانند درختي که ريشه ي واحد دارد، اصل و بنيان همه ي دين ها نيز يکي است. از نظر شما اگر دين باعث اختلاف شود، نبودش مفيد تر از بودنش نيست!؟ ايا اگر همه ي پيامبران هم زمان مي آمدند، با هم اختلاف داشتند؟ اصلا و ابدا! شايد بهتر است بگوييم تفاوت در تعاليم و احکام و کتب آسماني همه و همه مربوط به اقتضاي زماني و مکاني يي است که پيامبران در آن ظهور کردند.

4)    تعليم چهارم اين است که دين بايد مطابق علم و عقل باشد: زيرا خداوند عقل را به انسان داده تا حقايق اشياء را درک کند و اگر مسايل ديني برخلاف عقل باشد، وهم است و جهل محسوب مي گردد. اگر بگوييم دين مخالف عقل است يعني دين جهل است! پس بايد دين و عقل مطابق هم باشند تا انسان در کار و افکارش اطمينان داشته باشد. اگر ما چيزي غير عقلاني را بپذيريم، اين عقيده متزلزل است!

5)    حضرت بها الله هرگونه تعصبي را نفي کرده زيرا آنرا هادم بنيان انساني مي داند. تعصب يعني پيروي کورکورانه. و با اعتقاد و ايمان به کلي فرق مي کند. ما وقتي به چيزي ايمان داريم، نشانگر اين است که در راه رسيدن به آن به کلي به اطمينان دست پيدا کرديم. و با دليل و منطق ميتوانيم به افراد ديگر ثابت کنيم که دليلي ندارد که از ايمانمان دست برداريم. اين ايمان نتيجه ي تحقيق کامل است. زيرا ما در اينصورت مي توانيم دلايل عقلاني براي توجيه آنچه به آن اعتماد داريم بياوريم. و تا وقتي که کورکورانه نظرات ديگران را تائيد کنيم مانند موجودي ضعيف هستيم که از قوه ي فکر و اختيار خود استفاده نکرده ايم و هرچه ديگران مي گويند را ملاک قرار داده ايم. و اين کار شايد باعث شود که اشرف مخلوقات به پائين ترين رتبه نزول کند.

6)    تعليم بعدي تعديل معيشت است، يعني بايد در جامعه قوانين حکم فرما شود که تضاد هاي طبقاتي از بين برود، ثروتمند در قصرش راحت باشد و فقير هم در کلبه ي خود به راحتي زندگي کند. و هرکس به اندازه ي تلاشش سهمي از ثروت را داشته باشد. و اين تلاش ها با برقراري سيستم اقتصادي ايده آل موثر واقع مي شود.

7)     حقوق زن و مرد، امير و فقير، و به طور کلي جميع بشر در نزد خداوند مساوي است و در ديانت بهايي هيچ تفاوت در جنس مونت و مذکر وجود ندارد.

8)    از آنجاييکه انسان موجودي تربيت پذير و داراي قواي فکري است، وظيفه ي هر پدر و مادري است که فرزندان خود را از همان ابتداي کودکي با تربيت آشنا کنند و با اصول و قوانين الهي آشنا سازند. مدارس مختلف هم در همه شرايط بايد اصول و آدابي يکسان و برطبق تعاليم واحده انجام دهند تا وحدت عالم انساني از همان ابتداي کودکي در وجودشان جايگاه پيدا کند.

9)    تعليم نهم حضرت بهاالله وحدت در زبان و خط است. اگر تمامي افراد بشر يک خط واحد و يک زبان واحد را مشترکا و در کنار زيان ملي خوشان فراگيرند، راحتر مي توانند با هم ارتباط برقرار کنند و اين ها همه موجب تسريع اتحاد ميان آحاد افراد جامعه ي بشري است.

10)   تعليم دهم در خصوص وحدت رجال و نساء يا همان زن و مرد است.

زن و مرد هردو از نيروي روحاني و انساني و جسماني مساوي برخوردارند و تفاوت هايي که مشاهده مي شود اکثرا از نوع تربيت در دوران کودکي و نوجواني نشات مي گيرد. از نظر ديانت بهايي مذکر و مونث بودن در عالم جسماني مد نظر است و همانطور که مي بينيم در عالم گياهان و حيوانات هم تفاوتي ما بين نر و ماده وجود ندارد.همگي مخلوق خدايند و در ظل رحمت پروردگار.

11) صلح عمومي از ديگر اهداف ديانت بهايي است و اين هدف اجرا نمي شود مگر با وجود يک محکمه ي بين المللي. البته در اين محکمه هيچکس حق وتو يا امثال آنرا ندارد و همه ي ملل در آن مساويند. زيرا اگر غير از اين باشد از هدف اصلي که صلح است بايد به خاطر حفظ منافع عده ي ديگري دست بکشيم.

12) آخرين تعليم در خصوص احتياج به قواي روحاني است. همانطور که همه ما در وجودمان احساساتي چون عشق و محبت داريم، اين ها نمايانگر وجود قوه اي غير از قوه ي جسماني و مادي است.

انسان بدون اين قوه ي روحاني مانند جسد است. قوه ي جسماني به تنهايي نمي تواند به کمال برسد و به اوج رسيدن آن منوط به پرورش قواي جسماني و روحاني (هردو با هم) است.

 اميد وارم که از مطالب گفته شده آگاهي يي هرچند محود را در باره ي ديانت بهايي به دوستان عزيزم داده باشم. به نظر شما با وجود اين شرايط و تعاالين آيا امکان دارد که اتهاماتي که به بهائيان وارد آمده را  موثق دانست؟

هر ديده و فکر آگاهي با قضاوت صحيح به نتايجي دست پيدا مي کند... در پست هاي بعدي مطالب مختلف ديگري را در مورد اين ديانت قرار مي دهم. پس اگر در اين خصوص سوالي در ذهنتان ايجاد شده خوشحال مي شوم در قسمت نظرات مطرح نمائيد تا پاسخ آنرا در پست هاي بعدي بدهم.

 

 

+ نوشته شده در Mon 10 Sep 2007ساعت 1:43 بعد از ظهر توسط کیبورد و ده تا انگشت |


 

اين يکي از مهمترين عهد هايي ايست که من در زندگي بسته ام و با تمام وجودم خواهان پايبندي به آنم. و امروز براي تجديد اين ميثاق بازهم آنرا در ذهنم مرور مي کنم. اين پست را تقديم به تمام دوستاني مي کنم که به خاطر ايمان استوارشان با مشکلات و محدوديت هاي زيادي از جمله اخراج و یا ممانعت از ورودشان به دانشگاه های رسمی کشور دست و پنجه نرم مي کنند... هميشه به يادتان هستم، موفق و پايدار باشيد.

 

 

 

 

سبحان ربنا الابهي

يا بهاءالابهي

تو راسپاس مي گوئيم و بر آستانت پيشاني خضوع و بندگي مي نهيم.تو را سپاس مي گوئيم که ما را بر عرفان خود موفق فرمودي و بر بالندگي در سايه ي شجره ي عنايتت مويد داشتي. ما را ياري نمودي تا سالهاي متمادي را به کسب فضائل و اخلاق در مکتب عشق امر نازنينت صرف نمائيم.

يا بهاءالابهي

اگر ديروز در ابتداي راه نهالهاي نورسته ي تو بوديم، امروز به برکت پرورش در بوستان موهبت و به دست شفقت باغبانان تو نهال هاي نابت و باسقي شديم که ريشه هاي قوي در زمين معرفت و محبت تو داريم

يا بهاءالابهي

اگر ديروز در آغاز اين راه،  فرزندان تو بوديم، امروز شاکريم اگر خادمين مخلص امر تو باشيم.  اين همه را از عنايات تو داريم. از عشق و محبت بي حد والدينمان در تربيت روحانيمان، از شور و نشور و جذب و وله مربيان درس اخلاقمان در اين سال ها و از جديت و کوشش خادمين امر عظما. اين همه را يکجا شکر مي گوئيم، ارج مي نهيم،قدر مي دانيم و برايش منزلت قائليم. ولکن به شکر به زبان قانع نيستيم. بلکه امروز در اين روز مبارک، عهد و ميثاقمان را محکم ميکنيم.

يا بهاءالابهي

عهد بندگي و عبوديت براي همه ي سالهاي باقي ماند از حياتمان.ميثاق خدمت به امر نازنيني که خون هزاران عزيز به پايش نثار گرديده. پيمان اجراي همه ي فضائل و کمالاتي که در اين راه فرا گرفته ايم واطمينان واثق داريم که اگر با همه ي وجود به مرکز امر تو ناظر و به هداياتش عامل باشيم، نمونه هاي شاخص و برجسته اي از ملکات و فضائل روحاني و اخلاقي در بين جامعه ي انساني شويم و براي مقابله با هرنوع امتحان و آزمايش مجهز گرديم.نجوم آسمان علم و عرفان شويم و مياه عذب جاريه که حيات حقيقي همه ي مردمان به تمامه بدان مربوط و معلق است. و در اين راه پر نشيب و فراز، تائيد و توفيقي که تو نصيب ما کني، وصول ما را به سر منزل مقصود تضمين مي نمايد بدرقه ي عنايت بفرست و پيک هدايت. اميد به فضل و جود تو داريم و اطمينان به تائيدات لاريبيه ي تو.

يا بهاءالابهي

 

 

 

 

به آدرسهای  زیر حتما سر بزنید. حاوی مطالب بسیار مهم می باشد. از همه ی دوستان عزیز خالصانه تقاضا دارم در جهت رفع هر گونه شبهه به آدرس زیر حتما رجوع کنید.

 http://www.newnegah.org/index.php?option=com_content&task=view&id=517&Itemid=11 جوابیه ای برای روزنامه ی جام جم

سند محرمانۀ ایران سیاست جلوگیری از تحصیلات دانشگاهی دانشجویان بهائی را فاش می‌کند

http://www.saghar.org/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=193#1432

+ نوشته شده در Wed 29 Aug 2007ساعت 10:54 بعد از ظهر توسط کیبورد و ده تا انگشت |