ديروز ،
وزش باد را حس مي کردم
بوي پائيز مي آمد
کوچه خلوت بود
من تنها بودم
باد مي وزيد
معلق بودن قاصدک ها در هوا
يادآور آمدن فصل سرد بودند
برگ زردي از درخت افتاد
بوي خاک نم زده مي آمد
قاصدک ها، بخشي از طبيعت بودند
خش خش برگ هاي زرد و قرمز را زير گامهايم مي شنيدم
امروز،
وزش باد را حس مي کنم
بوي پائيز مي آيد
بوي اگزوز ماشينها هم مي آيد
خيابان شلوغ است
مردم زيادي اطرافم هستند
باد مي وزد
نايلون فريزري که در باد از يک درختي جدا مي شود
و روي شاخه ي درخت ديگري آويزان مي شود
يادآور فصل پائيز است
زباله ها بخشي از زندگي ماشيني من بودند
اينطرف و آنطرف رفتن کاغذ پاره هاي تبليغاتي
و صداي خش خش جلد چيپس و پفک و ليوان يکبار مصرف را
زير پايم حس مي کنم.
و من مثل همیشه به " شهري" بودنم افتخار مي کنم!!!


